أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
61
قانون ( فارسى )
بينى : بينى داراى سه فائده است : نخست اينكه بوسيله حفرههائى كه در آن وجود دارد به استنشاق كمك مىكند و هواى بيشترى را در خود جاى مىدهد . هوا قبل از رسيدن به دماغ ( مغز ) تعديل مىگردد . گرچه تمام هواى استنشاق شده وارد شش مىشود ، معذلك به اندازه معينى كه لازم است به مغز مىرسد و بخشى در برابر اندام بويائى جمع مىشود تا اين اندام به آن دسترسى بيشترى داشته باشد . پس اين سه فائده در يك فائده بود . دوم اينكه بينى در تجزيه و اداى حروف كمك مىكند و نمىگذارد زيادى هوا در جائى كه حروف را تجزيه مىكند بيشتر از حد لازم فشار بياورد و اين دو فائده از فائده دوم بود . آنچه بينى در اندازهگيرى مقاطع حروف مىكند ، همان است كه سوراخ عقبى ناى انجام مىدهد و از راهبندان هوا جلوگيرى مىكند . سوم آنكه بينى مواد زائدى را كه از سر دريافت مىكند از نظر بيننده مستور مىسازد و نيز ابزارى است براى دفع مواد زائد . بينى از دو استخوان مثلثى تشكيل شده است كه در بالا زاويهاى باهم مىسازند و قاعده آنها در يك زاويه باهم در تماس هستند و در دو زاويه از هم جدا مىشوند . هريك از اين دو استخوان بر درزى از دو درز لبهاى كه زير استخوانهاى صورت قرار دارند ( كه سابقا ذكر شد ) سوارند . در كنارهء پائين اين دو استخوان ، دو غضروف نرم وجود دارد . در ميان هر دو استخوان و در طول درز ميانى غضروفى است كه بخش بالائى آن از قسمت پائينترش سختتر است و روىهمرفته از دو غضروف كنارهاى نيز سختتر مىباشد . فائده غضروف وسطى آن است كه بينى را به دو سوراخ تقسيم مىكند تا هرگاه يكى از آنها بر اثر مواد زائد كه از مغز سرازير مىشود گرفته شد راه براى هوا و بوئيدنىها مسدود نشود ، چه تا روح در مغز باقى است . مغز به تهويه و شادابى از هوا نيازمند است . در وجود دو غضروف كنارهاى سه فائده است : نخست اينكه در فوائد تمام غضروفهائى كه در كناره استخوانها وجود دارند و سابقا آن را ذكر كرديم مشترك است .
--> - استخوان دوم كه توسط درز دوم جدا شده است از استخوان اول كوچكتر است و استخوانى كه توسط درز سوم جدا شده است از دو استخوان پيشين بزرگتر است . در نسخه عربى : و لكن العظم الذى يفرزه الدرز الاول من الثلاثة اعظم - ثم الذى يفرزه الثانى .